در واقع همه چیز از آن دویدنها بر روی سنگ فرشهای خیابان شروع شد. فیلم «از نفس افتاده» «a bout de suffle» به سال ۱۹۶۰، نخستین اثر بلند سینمایی «ژان لوک گدار» «Jean-Loc Godard» فیلمساز و منتقد مشهور فرانسوی است.
«گدار» این فیلم را بر اساس طرحی چند خطی از «فرانسوا تروفو» و با همیاری «کلود شابرول» که راهنمای هنری فیلم نیز بود، موفق به ساختن آن شد. در حقیقت فیلم «ازنفس افتاده» حاصل مشترک چند تن از منتقدان مشهور سینمای فرانسه بود که برای مجله معروف سینمایی «کایه دو سینما» «cahiers du cinema» قلم میزدند: آندره بازن، ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو، اریک رومر، ژاک ریوت، آلن رنه، ژاک دمی، کلود شابرول و… این منتقدان بانی جنبشی در سینمای فرانسه بودند که به «موج نوی سینمای فرانسه» لقب گردید. آنان با ناراضی بودن از آثار بعضا «ادبی» که در فرانسه ساخته میشد و با بیروح خواندن آنها، به ستایش از فیلمها و فیلمسازانی برخاستند که تا آن زمان توجه چندانی به آنها نمیشد.
در اصل این منتقدان معتقد بودند، که در یک اثر سینمایی، جدای از هرچیز، این کارگردان است که حرف اول را میزند و به معنای واقعی سازنده فیلم است. از کارگردانانی که مورد حمایت «موج نوی سینمای فرانسه» قرار گرفتند، میتوان به «آلفرد هیچکاک»، «جان فورد»، «هاوارد هاکس»، «اورسن ولز»، «نیکلاس ری»، «ژان رنوار» و… اشاره کرد. در اواخر دهه ۱۹۵۰، برخی از این منتقدان برای اینکه افکار و نظریههای خود را منعکس کنند پا به عرصه فیلمسازی نهادند: کلود شابرول با فیلم «سرژ زیبا»، فرانسوا تروفو با فیلم «چهارصد ضربه» و ژان لوگ گدار با فیلم «از نفس افتاده» از پیشگامان برجسته موج نوی سینمای فرانسه محسوب میشوند. البته «گدار» نقش مهمتری از دیگر دوستانش داشت و توانست با همان نخستین فیلماش قواعد و مشخصههای «موج نو» را به بهترین شکل به تصویر بکشد.
خلاصه داستان فیلم: میشل پوکارد بعد از آن که یک ماشین را میرباید، پلیسی را که او را دنبال کرده به قتل میرساند و به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفته است. در همین حال میشل پیش دوست دختر آمریکایی خود به نام پاتریشیا که یک روزنامه نگار مشتاق است، میرود. او در حالی که سعی میکند رابطهای دوباره با دوست دختر خود بر قرار کند به دنبال پولی برای سفرشان به ایتالیا است اما…
در واقع همه چیز از آن دویدنها بر روی سنگ فرشهای خیابان شروع شد. فیلم «از نفس افتاده» «a bout de suffle» به سال ۱۹۶۰، نخستین اثر بلند سینمایی «ژان لوک گدار» «Jean-Loc Godard» فیلمساز و منتقد مشهور فرانسوی است.
«گدار» این فیلم را بر اساس طرحی چند خطی از «فرانسوا تروفو» و با همیاری «کلود شابرول» که راهنمای هنری فیلم نیز بود، موفق به ساختن آن شد. در حقیقت فیلم «ازنفس افتاده» حاصل مشترک چند تن از منتقدان مشهور سینمای فرانسه بود که برای مجله معروف سینمایی «کایه دو سینما» «cahiers du cinema» قلم میزدند: آندره بازن، ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو، اریک رومر، ژاک ریوت، آلن رنه، ژاک دمی، کلود شابرول و… این منتقدان بانی جنبشی در سینمای فرانسه بودند که به «موج نوی سینمای فرانسه» لقب گردید. آنان با ناراضی بودن از آثار بعضا «ادبی» که در فرانسه ساخته میشد و با بیروح خواندن آنها، به ستایش از فیلمها و فیلمسازانی برخاستند که تا آن زمان توجه چندانی به آنها نمیشد.
در اصل این منتقدان معتقد بودند، که در یک اثر سینمایی، جدای از هرچیز، این کارگردان است که حرف اول را میزند و به معنای واقعی سازنده فیلم است. از کارگردانانی که مورد حمایت «موج نوی سینمای فرانسه» قرار گرفتند، میتوان به «آلفرد هیچکاک»، «جان فورد»، «هاوارد هاکس»، «اورسن ولز»، «نیکلاس ری»، «ژان رنوار» و… اشاره کرد. در اواخر دهه ۱۹۵۰، برخی از این منتقدان برای اینکه افکار و نظریههای خود را منعکس کنند پا به عرصه فیلمسازی نهادند: کلود شابرول با فیلم «سرژ زیبا»، فرانسوا تروفو با فیلم «چهارصد ضربه» و ژان لوگ گدار با فیلم «از نفس افتاده» از پیشگامان برجسته موج نوی سینمای فرانسه محسوب میشوند. البته «گدار» نقش مهمتری از دیگر دوستانش داشت و توانست با همان نخستین فیلماش قواعد و مشخصههای «موج نو» را به بهترین شکل به تصویر بکشد.
خلاصه داستان فیلم: میشل پوکارد بعد از آن که یک ماشین را میرباید، پلیسی را که او را دنبال کرده به قتل میرساند و به همین دلیل تحت تعقیب قرار گرفته است. در همین حال میشل پیش دوست دختر آمریکایی خود به نام پاتریشیا که یک روزنامه نگار مشتاق است، میرود. او در حالی که سعی میکند رابطهای دوباره با دوست دختر خود بر قرار کند به دنبال پولی برای سفرشان به ایتالیا است اما…