Read Anywhere and on Any Device!

Subscribe to Read | $0.00

Join today and start reading your favorite books for Free!

Read Anywhere and on Any Device!

  • Download on iOS
  • Download on Android
  • Download on iOS

مرغ باران

مرغ باران

پری صابری
2.5/5 ( ratings)
شبی فردوسی در اندیشه‌ی گذشته‌ی ما که به دست تازیان برافتاده بود به خواب رفت و شاهنامه را در خواب دید که چون شمعِ رخشنده‌ای از میان آب برآمد و آسمان ایران را که چون لاجورد قیرگون بود، چون یاقوت زرد روشن کرد. و من در رؤیا رفتم/ در لالایی گذشته‌ام/ تو در من می‌خواندی، تو در من می‌دیدی، تو در من می‌گریستی، تو با من می‌رفتی... تو با من به گذشته‌ها می‌رفتی. / به جنگ سیاهی، به خانه‌ی عشق، به جنگ تقدیر، به دادخواهی. / با کیومرث دیوبند، «هوشنگ بینا» به جنگ سیاهی می‌رفتی. / با زال سپید و رودابه در خانه‌ی «سیمرغان» لانه می‌کردی. / با مرثیه‌ی دلخراش جنگ «رستم و سهراب» به سوگ می‌نشستی و از سرنوشت قهار «پسرکشی» در گذشته‌ی «پدرشاهی» پدرانت بر خود می‌لرزیدی و از پدران عبوس، پیوسته می‌هراسیدی و از «کاوه‌ی حداد» دادخواهی می‌کردی. / و در نبرد پیوسته‌ی «نیکی و بدی»، «زشتی و زیبایی» چون مورچه‌ای در کنار کاوه پیوسته از گودال‌ها بالا می‌رفتی و سر بلند می‌کردی و می‌افتادی ... / بلند می‌شدی و می‌افتادی ... / دوباره بلند می‌شدی و می‌افتادی ... / و باز سر بلند می‌کردی که شاید شاید به سرِ خوشه‌ی گندم برسی. / و باز همان «کلاغ» شوم را در آسمان می‌دیدی و تلخ می‌شدی و فکر می‌کردی; آیا این خوی وحشی از همان «کلاغی» نیست که می‌آید و درس قتل «هابیل» و پنهان کردنش را به «قابیل» می‌دهد؟ آیا «بهشت» و «جهنم» را با هم داریم؟ آیا «مدینه‌ی فاضله» فقط یک آرزوست؟
Language
Persian
Pages
80
Format
Paperback
Publisher
قطره
Release
May 18, 2022
ISBN 13
9786001190223

مرغ باران

پری صابری
2.5/5 ( ratings)
شبی فردوسی در اندیشه‌ی گذشته‌ی ما که به دست تازیان برافتاده بود به خواب رفت و شاهنامه را در خواب دید که چون شمعِ رخشنده‌ای از میان آب برآمد و آسمان ایران را که چون لاجورد قیرگون بود، چون یاقوت زرد روشن کرد. و من در رؤیا رفتم/ در لالایی گذشته‌ام/ تو در من می‌خواندی، تو در من می‌دیدی، تو در من می‌گریستی، تو با من می‌رفتی... تو با من به گذشته‌ها می‌رفتی. / به جنگ سیاهی، به خانه‌ی عشق، به جنگ تقدیر، به دادخواهی. / با کیومرث دیوبند، «هوشنگ بینا» به جنگ سیاهی می‌رفتی. / با زال سپید و رودابه در خانه‌ی «سیمرغان» لانه می‌کردی. / با مرثیه‌ی دلخراش جنگ «رستم و سهراب» به سوگ می‌نشستی و از سرنوشت قهار «پسرکشی» در گذشته‌ی «پدرشاهی» پدرانت بر خود می‌لرزیدی و از پدران عبوس، پیوسته می‌هراسیدی و از «کاوه‌ی حداد» دادخواهی می‌کردی. / و در نبرد پیوسته‌ی «نیکی و بدی»، «زشتی و زیبایی» چون مورچه‌ای در کنار کاوه پیوسته از گودال‌ها بالا می‌رفتی و سر بلند می‌کردی و می‌افتادی ... / بلند می‌شدی و می‌افتادی ... / دوباره بلند می‌شدی و می‌افتادی ... / و باز سر بلند می‌کردی که شاید شاید به سرِ خوشه‌ی گندم برسی. / و باز همان «کلاغ» شوم را در آسمان می‌دیدی و تلخ می‌شدی و فکر می‌کردی; آیا این خوی وحشی از همان «کلاغی» نیست که می‌آید و درس قتل «هابیل» و پنهان کردنش را به «قابیل» می‌دهد؟ آیا «بهشت» و «جهنم» را با هم داریم؟ آیا «مدینه‌ی فاضله» فقط یک آرزوست؟
Language
Persian
Pages
80
Format
Paperback
Publisher
قطره
Release
May 18, 2022
ISBN 13
9786001190223

Rate this book!

Write a review?

loader