داستان درباره جوجه کوچولویی است که حسابی اهل بازیگوش است. اما خب اصلا حواسش جمع نیست. یک روز که زیر درختی نشسته بود، یک دانه میوه بلوط از درخت کنده شد و روی سرش افتاد. جوجه وحشت کرد، چون فکر میکرد آسمان دارد به زمین سقوط میکند. او شروع به داد و فریاد کرد و از بقیه حیوانات کمک خواست...
این کتاب هدیهای است از نوجوانان مرکز آموزش مشارکتی به همهی کودکان خردسال ایران.
داستان درباره جوجه کوچولویی است که حسابی اهل بازیگوش است. اما خب اصلا حواسش جمع نیست. یک روز که زیر درختی نشسته بود، یک دانه میوه بلوط از درخت کنده شد و روی سرش افتاد. جوجه وحشت کرد، چون فکر میکرد آسمان دارد به زمین سقوط میکند. او شروع به داد و فریاد کرد و از بقیه حیوانات کمک خواست...
این کتاب هدیهای است از نوجوانان مرکز آموزش مشارکتی به همهی کودکان خردسال ایران.